دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390
نگاهی به وضعیت ترجمه در افغانستان
گزارش
نگاهی به وضعیت ترجمه در افغانستان
همایش تحت عنوان " نگاهی به وضعیت ترجمه در افغانستان " به بهانه ای چاپ ونشر کتاب سقوط در هرج و مرج اثر احمد رشید که توسط استاد حسن رضایی ترجه شده است روز جمعه 2 ثور 1390 در صحن حویلی موسسه فرهنگی در دری در کابل با 18 دقیقه تأخیر ساعت 3:18 دقیقه بعد از ظهر با حضور استاد حسن رضایی ریس موسسه تحصیلات عالی غرجستان، استاد علی امیری و استاد اسد بودا از دانشگاه ابن سینا و شرکت جمعی از فرهنگیان و دانشجویان برگزار گردید.
استاد حسن رضایی که اولین سخنران این همایش بود صحبت هایش را تحت عنوان معضلات ترجمه در افغانستان آغاز نمود و گفت آنچه من میخواهم بیان کنم در گیری های خودم با ترجمه خواهد بود.
آقای رضایی در ادامه صحبت هایش گفت از آنجایکه ما متأسفانه در کشور خود ترجمه علمی، ادبی و فلسفی نداریم بناً این یک عنوان بلا موضوع است یعنی در عرصه های فوق الذکر نه ترجمه داریم و نه معضلات ترجمه. اما بدلیل حضور نیروهای خارجی و موسسات بین المللی و کار های را که آنها در حوزه های مختلف انجام میدهند میتوانیم موضوعی را برای معضلات ترجمه در افغانستان بتراشیم. مثلاً در حصه ترجمه قوانین، ترجمه گزارش های UNDP و غیره.
در این عرصه ها معضلات زیادی موجود است از جمله:
# موسسات که به ترجمه نیاز دارند بین مترجم از زبان مبدأ به زبان مقصد و بالعکس تفکیک قایل نیست. آنها به دنبال آدم جامع میباشد که هم بتواند متن انگلیسی را به دری و پشتو ترجمه کند و هم بتواند متن دری و پشتو را به انگلیسی ترجمه نماید، از آنجایکه با توجه به محدودیت های که در عرصه ترجمه بدلیل ساختار های مخصوص هر زبان موجود است آدم جامع پیدا نمی شود و این گونه بر خورد با ترجمه آغاز مشکلات عدیده است و به همین دلیل اغلباً ترجمه ها درست از آب در نمی آید. بناً حتمی است که باید بین ترجمه از و ترجمه به، تفکیک قایل شد.
# معادل یابی برای سیل از واژه ها که از بیرون سرازیر میشود و جنجال های زیاد بر سر این معادل ها، مشکلات عدم رعایت قواعد دستوری و عدم مراعات معیارها در جمله بندی از مهمترین معضلات در عرصه ترجه هست که آقای رضایی بدان ها اشاره کرد.
استاد رضایی اضافه کرد تجربه کشور های منطقه نشان میدهد که ترجمه بسیار مهم است و آثار و پیامد های مهمی در عرصه های مختلف دارد، کشور های که با ترجمه به صورت جدی تر برخورد کرده اند توانسته عرصه های اجتماعی، علمی و سیاسی شان را باز سازی کند.
مسئولیت ارباب امور و به خصوص وزارت اطلاعات و فرهنگ، وزارت معارف، وزارت تحصیلات عالی است که نسبت به موضع ترجه به صورت جدی تر بپردازد.
استاد علی امیری صحبت هایش را تحت عنوان خرد ترجمه آغاز کرد و گفت ترجمه یعنی امری را از آن خود کردن، وی نفس این از آن خود کردن را به نوعی خرد ورزی دانست.
وی به نهضت ترجمه از قرن 2-4 در جهان اسلام اشاره کرده گفت که در آن زمان آثاری زیادی از زبان های یونانی و سریانی به زبان عربی ترجمه گردید و پیامد های بس نیکی را نیز به دنبال داشت، به همین ترتیب ترجمه آثار هندی به زبان فارسی نیز باعث رشد و انکشاف خرد ورزی در جهان اسلام گردید، در واقع نیاز های عقلانی در دوره های متذکره با ترجمه پاسخ گفته شد.
در ادامه آقای امیری به آثار ترجمه شده در افغانستان اشاره کرده و از ترجمه محاربه روس و جاپان توسطه محمود طرزی، آثار گوته و مانیفیست حزب کمونیست، اخلاق نیکوماخوس و منطق وضعی توسط غلام حسن مجددی در دهه چهل نام برد که به گفته وی اکثرا برای اولین بار به زبان فارسی دری در افغانستان ترجمه شده است و چنین نتیجه گرفت در زمان های که به ترجمه توجه صورت گرفته ما بگونه ای شاهد بالندگی عقلانیت و خرد ورزی بوده ایم و عدم توجه به ترجمه در دوره های مختلف افول عقلانیت را در پی داشته است.
وی در نهایت نتیجه گرفت که پختگی زبان همیشه میزان خرد ورزی و عقلانیت میباشد و بین پختگی زبان، خرد ورزی و ترجمه یک پیوند منطقی وجود دارد. وی اذعان داشت که ما به ترجمه در حوزه زبان های بیگانه و آثاری که به زبان خود ما نوشته شده نیاز داریم، به همان اندازه که ما با آثار نوشته شده به زبان های بیگانه نا آشنا هستیم و نیاز به ترجمه داریم با شاهنامه، دیوان حافظ، مثنوی معنوی و آثار ابن سینا و فارابی نیز نا آشنا هستیم و نیاز به ترجمه احساس میشود.
آقای امیری در اخیر از زحمات آقای رضایی بخاطر ترجمه کتاب سقوط در هرج و مرج نوشته احمد رشید تشکر کرد و آنرا ترجمه بسیار دقیق و شیوا دانست.
استاد اسد بودا در ضمن تشکر از استاد رضایی بخاطر ترجمه کتاب سقوط در هرج و مرج گفت زبان باید دنیای ما را برای مادرک پذیر نماید. آثاری مثل پته خزانه، و اشعار تغزلی بیدل، حافظ، مولانا و ... نمیتواند دنیای امروزی را برای ما درک پذیر نمایند و پاسخ گوی نیاز های زمان ما باشد. وی در ادامه از قول والتر بنیامین گفت ترجمه بعد از هبوط انسان یک امر ضروری است.
بودا در قسمت از صحبت هایش گفت:
# نفس ترجمه اولاً خلا و ناقص بودن زبان را نشان میدهد و ترجمه کتاب سقوط در هرج و مرج توسط آقای رضایی بیانگر آن است که زبان ما قدرت درک پذیر کردن اتفاقات که در اطراف ما میافتد را ندارد. وی از قول بنیامین ترجمه را نوع رستاخیز دانست و گفت ترجمه بد، فرستادن متن به دوزخ است، در این نوع ترجمه با فزیونی زبان روبرو هستیم. و ترجمه خوب بالعکس فرستادن یک متن در بهشت میباشد.
دو نکته در حاشیه این همایش:
- تک قومی بودن همایش: در این همایش که عده ای زیادی از دانشجویان و فرهنگیان شرکت کرده بودند قریب به اتفاق شان هزاره بودند. در حالیکه وضعیت ترجمه مربوط به تمام اقوام افغانستان و همه نخبگان میگردد و هم چنان کتاب احمد رشید به اتفاقات که در افغانستان میافتد پرداخته است بدون در نظر داشت قوم و یا زبان خاص.
- نکته دیگر کپی عنوان و موضوع این همایش بدون تغیر بود، نگاهی به وضعیت ترجمه در افغانستان اگر اشتباه نکرده باشم موضوع مجله فرهنگی رادیوی بی بی سی در شام شنبه 21 حمل 1389 بود که آنرا اسدالله شفایی گردانندگی میکرد و صبورالله سیاسنگ و شریف سعدی مهمان این برنامه بود.
قابل یاد آوری میدانم که این همایش به همت موسسه فرهنگی در دری به همکاری موسسه تحصیلات عالی خصوصی غرجستان بر گزار گردیده بود.
شنبه بیست و یکم اسفند 1389
هنوز هم خشونت علیه زنان قاعده است!(۲)
هنوز هم خشونت علیه زنان قاعده است!(۲)
• صد و چند سال پیش از امروز زنانی در آن طرف دنیا یعنی ایالات متحده آمریکا دست بدست هم دادند و به خاطر کاهش ساعات کار، بلند رفتن مزدها و بهتر شدن شرایط در محل کار (کارخانه ها) و خوابگاها به پا خاستند و تظاهرات های گسترده ای را به راه انداخت، تا آنکه این اعتراضات و تظاهرات ها منجر به صدور قطعنامه ای در سال 1910 گردید، در این قطعنامه هشتم مارچ به عنوان روز همبستگی لازم بین المللی زنان اعلام گردید. بعد از آن به مرور زمان از این روز به عنوان روز جهانی زن در تمام کشور های جهان و افغانستان تجلیل و بزرگداشت به عمل می آید.
در افغانستان تجلیل از این روز خلاصه میشود به محافل سخنرانی برای یک روز و بعضاً که کمتر اتفاق میافتد برگذاری نمایشگاه های صنایع دستی که کار زنان است نیز بدین مناسبت بر گذار میگردد و دیگر هیچ. اما سوال عمده و اساسی این است که تجلیل بدین شیوه و در این سطح بعد از گذشت هشت و یا نه سال با شعار های با آب و تاب که خوراک رسانه ها و سخنرانی ها در این محافل را تشکیل میداده چه تغیری در وضعیت زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی زنان داشته است؟ و چه دور نمایی را میتوان برای زنان در آینده با توجه به تجربه چند سال گذشته ترسیم کرد؟
• آنچه که مسلم است زنان تا هنوز در کشور های مختلف به درجات متفاوت و در کشور ما با مبیزان بسیار بالای مورد خشونت قرار می گیرند و نوع نگاه نسبت به زنان بخصوص در افغانستان و منطقه مردانه است اگر از واقعیت بدلیل مصلحت اندیشی و پرده داری به این دلیل یا آن دلیل نگذریم آنها(زنان) به عنوان انسانهای درجه دوم و موجود قابل ترح و متکی به مردان شناخته میشود، و مطابق همین دید گاه سرنوشت زنان رقم میخورد، وضعیت و جایگاه آنها در حوزه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و نقش آنها در مناسبات حاکم بر این حوزه ها تعریف میشود و مشخص میگردد. قواعد و قوانین حاکم بر مناسبات در حوزه های فوق الذکر که بدون شک بر مبنای دیدگاه حاکم بر جوامع افغانستان و منطقه استوار است و از آن سرچشمه آب میخورد و در یک نگاه کلی مبنای مقبولیت قواعد را همین دید گاه ها تشکیل میدهد جای شکی نیست که در جهت حفظ وضع موجود تدوین گردیده، تداوم خشونت علیه زنان را تضمن کرده و باعث اتلاف حقوق آنها در حوزه ها و زمینه های مختلف میگردد. قواعد اخلاقی، ویژگی های فرهنگی، نظام آموزشی در سطوح مختلف وبالاخره نظام اقتصادی و شیوه های مدیریت سیاسی نیز به شدت به بقا و تداوم وضع موجود کمک میکنند و سدی محکمی است بر سر راه هر گونه تغیر و تحول بنیادی که دیدگاه حاکم و قواعد و قوانین لازم الاجرا را زیر سوال ببرد و دچار تزلزل کنند.
در طول سال گذشته ما شاهد سنگسار دو زن بدون دادگاه و دادرسی، بریدن بینی یک دختر جوان و انجام عمل جراحی شکم یک دختر جوان دیگر در طویله با کارد و جوالدوز توسط مادر و برادرش که در رسانه ها انتشار یافت بودیم. اگر دقت کنیم این اتفاقات در عین حالیکه به شدت تکان دهنده و شرم آور است، بیانگر واقعیت های تلخ موجود در جامعه و دیدگاه پذیرفته شده در اذهان عامه مردم مناطق مختلف را در مورد زنان و برخورد با آنها را نیز به تصویر میکشند. در کنار اینها خود سوزی، خود کشی، ازدواج های اجباری، لت و کوب و ... از جمله مسایل است که ابعاد گسترده خشونت ها و عمق بد بختی زنان را در جامعه ما بیان میکند.
کار های که در جهت محو خشونت علیه زنان و احقاق حقوق آنها در طول چند سال گذشته انجام گرفته کار های بسیار اندک و در بسیاری موارد بی تأثیر بوده است، بدلیل اینکه این کارها به شکل پروژه ای انجام گرفته و هدف عمده در آنها گرفتن پول پروژه بوده که بیشتر برای کرایه کردن خانه های مد روز، خریدن بهترین موتر ها، تهیه کردن خوبترین میز و چوکی برای دفتر، معاشات بالاتر از هزار دالر در ماه برای کارمندان، درست کردن درامه ها و پروپاگند های کلیشه ای در بعضی از تلویزیون ها و رادیوهای محلی و ... به مصرف رسیده است، محو خشونت علیه زنان شعار جذاب و پوشش خوبی بوده برای انجام چنین کار هایی.
از جانب دیگر بسیاری از این پروژه ها در خارج از کشور بدون در نظرداشت واقعیت های عینی جامعه افغانستان طراحی و آماده شده و به شکل مثله شده در بعضی از شهر های داخل کشور به اجرا گذاشته شده است که بدون شک همچو برنامه های نمی تواند در تغیر وضعیت زندگی زنان تأثیر بگذارد و برای محو خشونت علیه آنها کمکی بکنند.
• همبستگی لازم و پیدا کردن زبان مشترک برای فریاد کردن و به چالش کشیدن وضعیت موجود که نا مطلوب است برای رسیدن به یک وضعیت مطلوب که وجود ندارد اولین کاری است که برای ایجاد تغیر و تحول باید انجام گیرد. متأسفانه زنان و مردان که شعار محو خشونت علیه زنان و دخیل ساختن آنان را در حوزه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به عنوان عضو جامعه و شهر وند فعال را از همه بلند تر سر میدهند نتوانسته اند همبستگی لازم و زبان مشترک را در بین زنان و مردان طرفدار آنها بوجود بیاورند، زنانیکه در لویزیون ها و رادیوها از حقوق زن حرف میزنند، برای قریب به کل زنان روستا ها و یک اکثریت قاطع از زنان شهرها نا آشنا و بیگانه اند. زنان روستا ها به صورت کل و عده ای زیادی از زنان شهر ها اصلاً زبان آنها را نمی فهمند و هیچ احساسی نسبت به صحبت های آنان ندارند و در بسیاری مواردعکس قضیه نیز صادق است. تصور میشود که این ها هر گز نمیتوانند به همبستگی لازم و زبان مشترک دست پیدا کنند بدلیل اینکه شرایط زندگی آنها کاملاً متفاوت است، زنی که (800-700) دالر آمریکایی در ماه معاش دارند از کجا و چگونه میتواند با زنیکه اختیار آب خوردنش را بدون اجازه شوهرش ندارد زبان مشترک داشته باشند و بتوانند رنجها و درد هایش را درک کنند و به همبستگی لازم دست یابند تا این زبان مشترک و همبستگی در جهت تغیر سرنوشت آنها کمکی بکند.
• درک عمیق و دقیق ریشه ها و عوامل که باعث شده خشونت علیه زنان قاعده باشد و دخالت آنها به عنوان انسان در حوزه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نوع جرم و گناه محسوب گردد عمده ترین موضوع است که باید به آن رسید. مسئله به همین سادگی نیست که بسیاری از مدافعان حقوق زنان مطرح میکنند، گویا مردان تصمیم گرفته که بر زنان ظلم کنند و حقوق آنها را پایمال کنند و این کار را دارند میکنند بلکه باید دقت بیشتر به خرج داد و ریشه ها را پیدا نمود.
• تغیر بنیادی و تحول عمیق که بتواند جایگاه زنان را در حوزه های گوناگون به عنوان یک انسان متکی به خود مستقل تعریف کند تا عدم خشونت به قاعده بدل شود هدف عمده و اساسی است که برای رسیدن به آن دو روش را پیشنهاد کرده اند.
1- مبارزه و پیکار مسالمت آمیز که در قالب قوانین و قواعد حاکم بر مناسبات اجتماعی صورت گیرد.
2- پیکار و مبارزه با انقلاب خشونت آمیز که قواعد حاکم را به حالت تعلیق در آورد.
در رابطه با چگونگی و پیامد های این روشها در آینده بیشتر توضيح خواهم داد.
پنجشنبه سی ام دی 1389
خشونت علیه زنان قاعده است!
خشونت علیه زنان قاعده است!
م. اخگر
مشخصات: اینجا تلفن همراه وجود ندارد کسی به اینترنیت دسترسی ندارد ماهواره(دیش آنتن) بر سر تعداد از بام ها نصب است، در بسیاری مناطق مردم از انرژی برق که خود شان بدون حضور داشت مهندس مسلکی از آب گرفته اند استفاده مینمایند. البته این برق در تمام مناطق صرف میتواند برای تنویر مورد استفاده قرار گیرد نه بیشتر از آن.
بیشتر مردم به دنبال منافع شخصی است، کار های جمعی کمتر مورد توجه قرار میگیرد، رقابت های منفی در بعضی اوقات به شدت تمام یکی از ویژگی های رفتار اجتماعی در این جا است. منازعات و دعاوی که اتفاق میافتد معمولاً بر سر چیزی های بسیار بی ارزش و یا کم ارزش صورت میگیرد و ابتداً بطور کل توسط نهاد های غیر رسمی(مارکه ها) مورد رسیدگی قرار میگیرد. ظاهراً تمام مردم مسلمان و پیرو مذهب شیعه اثنا عشری میباشد اما ارزش های مذهبی و دینی در رفتار های فردی و اجتماعی کمتر تأثیر گذار است. مردم نسبت به زنان به عنوان وسیله ای بدون اختیار، صلاحیت، اراده و تصمیم نگاه میکنند، زنان حق ندارند در جای که مردان با هم صحبت میکنند نظری بدهند. در تصمیم گیری های مربوط به خانواده اختیار عام و تام از آن مردان است به استثنای خانواده های بسیار محدود. دختران حق انتخاب شوهر و یا به عبارتی هم سفر زندگی شان را ندارد این تصمیم و انتخاب هم مربوط میشود به بزرگان خانواده و معمولاً مردان خانواده، وقتی مردان و بزرگان خانواده تصمیم بگیرند که با فلانی ها دوستی بر قرار کندو پسر فلانی را به دامادی قبول کند کسی دیگر در این جا نه حق مخالفت و نه توان بر هم زدن این تصمیم را دارد حتی دختری که نخواهد با چنین شخصی ازدواج کند. سنت های حاکم بر این جامعه با توجیهات مذهبی، آبروی خانوادگی، عزت پدر، بی سوادی تقریباً کل زنان، موقف اجتماعی خانواده و ... زنجیر های محکمی است که دختران را به چهار میخ کشیده قدرت و توان انتخاب و تصمیم گرفتن در مورد سر نوشت شان و یا حد اقل مخالفت با تصمیم های که خلاف رضایت شان در مورد آنها اجرا میشود را از آنها گرفته و آنها را محکوم به زندگی می نمایند که پدر، مارد و فامیل اش برایش انتخاب کرده است. دختری که با تصمیم پدر، مادر و فامیل خود در مورد سر نوشتش مخالفت کند و یا قبول نکند به عنوان چشم سفید و بی حیا شناخته میشود و در محافل عمومی به خاطر این مخالفت مورد تحقیر و نیش خند قرار میگیرند.
زنان باید بالا تر از حد توان شان کار نمایند، در این جامعه این موضوع یک اصل است اگر به وظایف که یک زن در طول روز انجام میدهد توجه کنیم به حقیقت موضوع پی میبریم که به گوشه های از آن اشاره میگردد حال که زمستان کم کم فرا میرسد در این فصل زنان باید در اول صبح چای برای خانواده آماده کند در حالیکه مردان اکثراً تا آماده شدن چای خور پف کرده یا خواب اند یا قرآن تلاوت میکنند بدون اینکه بفهمند که چه میخوانند چون به زبان عربی آشنایی ندارند ، بعد از صرف چای از گاوها، گوسفندان و الاغ ها خبر بگیرند( تقریباً تمام خانواده ها در این جا یک رأس گاو شیری، یک رأس الاغ و چند رأس گوسفند دارند در بعضی خانواده ها به چندین میرسد) باید گاو را بدوشد، طویله را تمیز کند و به آنها آب و علف بدهند قابل تذکر است که در خانواده های محدود بجز دوشیدن گاو قسمت از کار ها را مردان انجام میدهند به اضافه منت گذاشتن( من این کارها را انجام میدهم در حالیکه وظیفه ام نیست)، آتش روشن کردن در تنور و آماده ساختن آن برای پختن نان کار بعدی است که به صورت اوتوماتیک باید بدان پرداخته شود ور نه وقتش میگذرد (در این جا هر خانواده هر روز نان خشک را در تنور می پزد تعداد نان ها منوط میشود به تعداد اعضای فامیل) همزمان که در تنور آتش روشن است باید غذای چاشت(چاشت نه غذای ساعت 09:00 یا 10:00 بجه) صبح را که معموملاً کچالو، شلغم، کشکو، حلوی، وگره و ... است نیز آماده شود. همزمان باید جاروب کردن یا همان پاک کاری اتاق های منزل نیز صورت گیرد(خانه ها اکثراً یک تواخانه یک آتش خانه یا همان آشپز خانه و یک دهلیز دارد، در این اواخر یک تعداد زیاد از مردم یک مهمان خانه نیز درست کرده است) رسیدگی به حیوانات اهلی چاشت و شب و آماده کردن غذای شب نیز وظیفه زنان میباشد. با این همه زمستان فصل بیکاری به حساب میرود زنان باید پشم گوسفندان و احیاناً بز ها را باید آماده ریسیدن نماید و بعد بریسد و یا هم آماده، ساختن نمد بکند چون در بهار این فرصت ها موجو نیست. در این جامعه یک زن همزمان باید آشپز، خیاط، نان وا و ... باشد. این در حالیست که اکثریت مردان در این فصل به فکر گذاراندن وقت است، تنها کاری که آنها انجام میدهند پاک کردن برف بام ها در این فصل است. در خانواده های که مردان شان در زمستان به مسافرت میرود پاک کردن برف بام ها نیز بدوش زنان میباشد. غیبت و پشت سر هرکسی حرف زدن یکی از ویژگی های بارز رفتار اجتماعی در این جامعه است. با آمدن فصل بهار و تابستان به وظایف زنان و مردان فزونی به عمل می آید. زراعت که زندگی مردم متکی به آن است و در واقع رمز بقا و تداوم زندگی آنها را ضمانت کرده به وظیفه مردان افزوده میشود زنان در کنار مردان در قسمت درو کردن گندم، رشقه و تاله، چپر کردن گندم و ساتور کردن علوفه با مردان شانه به شانه کار میکنند به اضافه کار های که در فصل زمستان انجام میدهد در فوق تذکر داده شد و از جمله کار های روز مره حساب شده و بدون وقفه همیشه جریان دارد.
این در حالیست که در هیچ جلسه حل منازعه و تصمیم گیری چه در سطح قریه و چه در سطح خانواده زنان حضور ندارند و اگر بعضاً در جلسات خانوادگی حضور دارند حق صحبت کردن و اظهار نظر ندارند.
مناسبات اجتماعی و سنت ها به گونه ای حاکم است که لت و کوب کردن زنان تا سرحد شکستن دست و پا عملاً حق مردان شناخته شده است و بسیار اتفاق میافتد در این میان زن خوب کسی است که همه اینها را تحمل کند وکسی از این اتفاقات خبر نشوند، زنی که نتواند تحمل این همه ظلم را نماید و یا به اصطلاح خدای نا خواسته به خانه پدرش پناه ببرد از نظر اجتماعی و خانواده شوهرش محکوم است و برای همیشه مردم قریه او را بخاطر این کارش تحقیر و توهین می نماید.
نتیجه این که خشونت علیه زنان قاعده است وعدم خشونت استثنا که در بسیاری موارد به سادگی استثنا به حالت تعلیق در آمده و قاعده بدون حضور استثنا عمل می نماید. اگر بنا باشد با روش استقرأ بدنبال اثبات این قاعده باشیم به صد ها مثال زنده بر میخوریم که درستی آنرا به اثبات میرساند.
خشونت با انواع و اقسام مختلف خود نمایی کرده و بر زندگی زنان در این جامعه سایه افکنده است. ظالمانه ترین نوع خشونت علیه زنان لت و کوب است که گریبان گیر آنها میباشد و مواردی زیادی از آن به عنوان یک واقعیت عینی وجود دارد، خشونت های لفظی چیزی است که زنان با گذشت زمان با آن عادت میکنند و هر صبح و شام بخش از زندگی آنانرا در اکثر از خانواده ها تشکیل میدهد. ازدواج های اجباری که گونه ای ازدواج عادی به شمار میرود از دیگر خشونت های است که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت، زنان در جامعه ما عملاً از هیچ گونه حقوق مالی بر خوردار نیست، حق معامله، خرید و فروش را بدون اجازه شوهران شان ندارند مهمترین مشکل زنان این است که آنها از هیچ گونه پشتوانه و اختیار مالی و اقتصادی بر خور دار نیست به همین خاطر زندگی و زنده ماندن شان متکی به شخص دوم است ممکن شوهرش باشد و در صورت طلاق گرفتن و پیش از ازدواج پدر، برادر و ... باشد. حق میراث به عنوان یک حق مالی زنان و دختران که مبنای دینی دارد عملاً در این جا به آنها داده نمی شود خواستن حق میراث مساوی است با بی حیایی و بی شرمی و یک عمل محکوم شناخته میشود، در میان 130000الی 140000 هزار نفر نفوس تعدادی زنان که از حق میراث استفاده می نمایند با انگشتان یک دست برابری کرده نمی توانند. شاید عمده ترین عاملی که باعث میشود نوع نگاه و بر خورد نسبت به زنان به عنوان انسانهای درجه دوم(انسان ناقص) باشد و از طرف دیگر باعث شده که خشونت علیه آنها در ابعاد مختلفش به عنوان قاعده عمل کنند و عدم خشونت را به عنوان استثنا بپذیرد که در بسیاری مواقع به حالت تعلیق در می آید ریشه در عدم بر خورداری از حقوق مالی داشته باشند.
باید توجه داشته باشیم همه این مسایل که گفته شد به گونه ای معلول است باید علت ها را پیدا کرد و تعریف مشخص از آنها ارائه داد و برای از میان برداشتن آنها برنامه دقیق نظری با دید گاه روشن طرح و عملی گردد در آن صورت تا حدی امکان آن میرود که در معلول ها تغیری به میان آید، به همین سادگی نیست که بگویم مردان در این جامعه آگاهانه تصمیم گرفته اند که به زنان ظلم کنند و حقوق آنها را پایمال کنند، اگر به آنها این اجازه داده نشود مسئله حل میگردد، اگر این گونه به مسایل نگاه کنیم به بی راهه رفته ایم و نمی توانیم نقش قابل توجه در تغیرات و تحولات مثبت ایفا کنیم. به نظر میرسد نوع زندگی حاکم دهات یا به عبارتی سیستم زندگی حاکم در این جامعه وجود دارد تمام قواعد و قوانین حاکم بر آن در زمینه های مختلف اجتماعی و اقتصادی بر اساس نیاز به عنوان جزأ از یک کل(نوع زندگی یا همان سیستم زندگی حاکم) ساخت بندی شده و در طول تاریخ به نیاز ها پاسخ گفته و این جامعه بقا و تداوم حیاتش را مدیون این قواعد رفتاری خاص در عرصه های اجتماعی و اقتصادی میباشد. به گونه ای مثال عدالت غیر رسمی( حل و فصل منازعات از طریق نهاد های غیر رسمی مارکه ها) با ساختار های قبیلوی، طرز فکر و قواعد حاکم بر آن سخت همخوانی دارد و به همین دلیل از جایگاه ویژه نیز بر خور دارند.
برای تحول در زمینه های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیاز است تا در بسیاری از نهاد های موجود در این سیستم از زندگی تغیری عمیقی به میان و این در کوتاه مدت نا ممکن به نظر میرسد. ادامه دارد
یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389
بیانیه سایت تازه تاسیس شده "غــــرجستان"
بیانیه سایت تازه تاسیس شده "غــــرجستان" .
بنام خداوند انديشه و تفكر
ديگر زمان آن رسيده كه وبلاگ نويسان بعد ازيك تجربه نوشتن در فضاي محدود صايبري ،درجمع نويسندگان بزرگ قراربگيرند وآثار تحقيقی،مقالات ادبي،فرهنگي ، سياسي و... خود رادر معرض ديد ديگران ونقد تعداد زيادي از نويسندگان مجرب قرار بدهند تا خدمت باشد براي پشرفت وارتقاء بخشيدن سطح نويسندگي ،فرهنگ ونقد در جامعه ما و هم پُل ارتباط بين تمام نويسندگان ما چه در بخش هنر وچه در بخشهاي ديگر درسراسر جهان . و همچنان براي هماهنگي بشتر بين نيروهاي فكري ،فرهنگي داخل وخارج از كشور باشد.
هم اکنون وب سايت غرجستان با تمام مشكلات موفق شد تااين زمينه را (پل ارتباطی بین روشن فکران هزاره)فراهم سازد.
واينك فرصت مناسب پيش امده تابه تبادله افكارمان بپردازيم ومشكلات خود را به صورت درست وعلمي به بحث بگيريم.
دراين جا بايد مسايل درست ومنطقي را مطرح نمايم ونقدش را نيز با استدلال و برهان كامل ومفيد به انجان برسانيم و همديگر را مكمل خود بدانيم.
در گذشته رژيم هاي فاشيستي براي دور نهگداشتن ما از همديگر، تلاش هاي زياد نمودند وموفق هم شدند .که یکی از نمونه های آن تقسیم کردن هزاره جات به ولایات دور دست که مرکزآنها غیر هزاره بودند تا از وحدت وهم سو شدن هزاره ها جلوگيري كنند .حال فرصت پيش آمده تا خلهء گذشته را جبران كنيم.
اميد است كه براي بيداري جامعه هزاره گامهاي مفيد برداريم وبراي هم سو وهم مسير شدن افكار جامعه هزاره در سراسر دنيا تلاش نمايم.
وسلام :وب سايت خبري تحليل ،فرهنگي وهنري "غرجستان"
دوشنبه هفدهم خرداد 1389
عدالت غیررسمی(قسمت اول) محمد میرزایی
عدالت غیررسمی(قسمت اول) محمد میرزایی
چکیده
عدالت غیررسمی به مفهومی که در این پژوهش مورد نظراست عبارت از شیوه ای رسیدگی به منازعات بشکل غیررسمی توسط جرگه(مارکه)های محلی بر اساس سنت های حاکم و قواعد عرفی میباشد که راه حل های سریع ارزان و متناسب با فرهنگ حاکم بر جامعه قبیلوی را با ضمانت اجرای فشار های اجتماعی(سرزنش عمومی، طرد از اجتماع، اردست دادن موقف اجتماعی) برای تمام افراد(ضعیف و قوی) بدون تبعیض عرضه میدارد.
نگارنده برای تبین تئوریک عدالت غیررسمی با استفاده از کتابها، ورکشاپ ها و مقالات حقوقی و تاریخی و بررسی دیدگاهای مردم در مورد آن در ولسوالی ناهور با استفاده از شیوه ای آماری، بدنبال اثبات اهمیت و چگونگی عدالت غیررسمی در حل و فصل قضایا و رابطه آن با سیستم قضایی رسمی، قوانین و عرف در افغانستان به صورت کل و در ولسوالی ناهور به صورت خاص میباشد.بین از 75% قضایا توسط ساز و کارهای عدلی غیررسمی با مزایا و معایب فراوان رسیدگی میشود، فساد گسترده درسیستم قضایی رسمی، طولانی بودن روند دعوی، دوری محاکم از محلات و عدم آشنایی مردم با قوانین از اعتبار آن به شدت کاسته است، با قانون مند ساختن ساز و کارهای عدلی غیررسمی میتوان معایب و نواقص آنرا زدود و از مزایای فراوان آن بصورت رسمی به نفع تأمین عدالت استفاده کرد.
واژگان:
عدالت رسمی، عدالت غیررسمی، حقوق تعاملی، پور، مارکه(مرکه)، مارکچی(مرکچی)
ادامه مطلب
پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389
كوچيگري جفاي چند جانبه!!!
كوچيگري جفاي چند جانبه!!!
منازعه خانمانسوز كه بين مردمان تا دندان مسلح تحت عنوان كوچي و انسان هاي بي دفاع ده نشين (هزاره) همه ساله در ولايت ميدان وردك اتفاق ميافتد ويا بگونه اي راه اندازي ميشود جفاها و جنايات بزرگ و چند جانبه را بدنبال مي آورد.
با توجه به تاريخ حقيقي پر از ظلم و حق كشي افغانستان هزاره ها در دوصد سال اخير به بهانه هاي مختلف شاهد جنايات فراموش ناشدني بر عليه شان بوده است از جمله در مقاطع مشخص تاريخي آنها كوچ اجباري(كه از جمله جرايم نابخشودني بر عليه بشريت به شمار ميرود) داده شده است. با استناد به كتاب تاريخ افغانستان نوشته سيد جمال الدين افغان كه توسط داود عطايي قندهاري ترجمه گرديده، منطقه كه هزاره ها در گذشته زندگي ميكردند از وادي باميان شروع الي سبزوار(شيندند) هرات ميرسيده است كه به اين حساب ميدان وردك، غزني، زابل، ارزگان، قندهار، هلمند و فراه را شامل ميگردد. اما به دلايل خاص در زمان هاي مشخص با استفاده از قدرت حاكمه بزور كوچانده شده و تعدادي زيادي از آنها به كشور هاي همسايه و جهان آواره گرديده و قسمت اعظم آنها هم در داخل كشور به آوارگان بي وطن تبديل گرديده است، اما با سعي و تلاش و سخت كوشي كه داشتند در بين سنگ ها و كوههاي كه اصلاً براي زندگي كردن جاي مناسبي نبوده در جنگ تنازع بقا پيروز شده و ادامه حيات ميدهند. اكثر مناطق كه امروز هزاره ها زندگي ميكنند بدليل بيش از حد كوهستاني بودن و زمستان بي نهايت سرد و طولاني كه تقريباً هفت ماه طول ميكشد از نظر حاكمان مستبد وقت جاي نابود شدن و از بين رفتن تشخيص داده شده بود نه جاي زندگي كردن. مردم ولسوالي هاي مركز بهسود، ناهور، ورس، پنجاب و … بدون حضور كوچي ها تمام عمر شان در تلاش زنده ماندن و روز مره گي ميگذرد. وقتي كوچي ها به اين مناطق هجوم مي آورد عملا زنده ماندن اين مردم را زير سوال قرار ميدهد چونكه يكمقدار زراعت و كشت كه دارند طعمه اي شتران گرسنه و گوسفندان كوچي ميشود و براي مردم چيزي باقي نمي ماند.
ادامه مطلب
پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389
قسمت دوم(جایگاه عدالت غیر رسمی در ولسوالی ناهور)محمد میرزایی
جایگاه عدالت غیر رسمی در ولسوالی ناهور
در این فصل یکی از سرد ترین ولسوالی های افغانستان(ناهور) که در ولایت غزنی موقعیت دارد به معرفی گرفته شده است و جایگاه عدالت غیررسمی در آن از نظر مردم مشخص گردیده اند. در مبحث اول این فصل با موقعیت و ویژگی های جغرافیایی، ساختار اجتماعی و وضعیت زنان در این ولسوالی آشنا خواهید شد. مبحث دوم به بررسی نظریات مردم در مورد عدالت غیررسمی به شکل تئوریک و تحلیل آماری پرداخته است. در مبحث سوم و آخری به برخی مصادیق عدالت غیررسمی پرداخته شده است که هر کدام به موقع اش توضح لازم داده میشود.
مبحث اول : معرفی ولسوالی ناهور
این مبحث دارای سه گفتار میباشد. گفتار اول موقعیت و ویژگی های جغرافیایی ولسوالی ناهور را مورد بحث قرار داده است. گفتار دوم به ساختار اجتماعی آن پرداخته است و گفتار سوم چگونگی وضعیت زنان را در این ولسوالی به بحث گرفته است.
گفتار اول : موقعیت جغرافیایی و ویژگی ها
ناهور یکی از ولسوالی های محروم افغانستان به شمار میرود، این ولسوالی در قسمت شمال کمی به طرف غرب، ولایت غزنی اخذ موقعیت نموده که طرف شمال آن ولسوالی حصه دوم بهسود مربوط ولایت میدان وردک قرار دارد و از طرف شرق توسط ولسوالی های جغتو و ولسوالی چک وردک احاطه شده است، ورس و شهرستان از ولسواالی های بامیان و دایکندی در طرف غرب این ولسوالی قرار دارد و از طرف جنوب و جنوب غرب بواسطه ای مالستان و اجرستان از ولسوالی های خود غزنی احاطه گردیده است. فاصله نقاط دور دست این ولسوالی مانند جرغی، برجگی و باتور تا مرکز ولایت غزنی بسیار زیاد است بدلیل موجودیت کوتل ها و نبود سرک های درست مردم این مناطق با موتر های سواری فلانکوچ در سه فصل خزان، تابستان و دو ماه آخر بهار مجبور است برای رسیدن به مرکز ولایت غزنی آمادگی سفر بیگیرند و مدت هفت الی هشت ساعت کوتل های صعب العبور رای طی نمایند در صورتیکه اگر سرک پخته و معیاری موجود باشد شاید بیشتر از دو ساعت طول نکشد. در زمستان ها بخاطر برف باری های زیاد ارتباط اکثر نقاط این ولسوالی با مرکز ولایت برای چندین ماه قطع است و مردم این مناطق با مشکلات زیاد زمستان ها را به بهار میرساند، معمولا ارتباط مناطق چون جرغی، برجگی، گرم آب و باتور با مرکز ولایت و مرکز ولسوالی از اول ماه جدی الی اول ماه ثور قطع است و راه های موتر رو بخاطر برف باری های طبیعی مسدود میگردد. اگر بنا باشد کسی در زمستان به مریضی های مثل اپندکس دچار شود و یا ضرورت افتد که باید حتماً به مرکز ولایت بیاید باید چندین روز را با پای پیاده از بین برف ها عبور کند اگر زنده ماند به داکتر میرسد و الا جان میدهد.
آب و هوای ولسوالی ناهور در زمستان فوق العاده سرد است و ازجمله مناطق نهایت سرد سیر افغانستان به شمار میرود میزان برف در زمستان های مختلف بین 80 الی 130 سانتی متر در تحول است به همین خاطر(سردی هوا) مکاتب در این ولسوالی در اول ثور آغاز میشود و در پانزدهم عقرب هم خاتمه میابد و تعطیلات زمستانی آغاز میگردد کوتاه ترین سال تعلیمی را مناطق نهایت سرد سیر افغانستان دارد و این امر در وضعیت تعلیمی این مناطق اثری بسیار ناگوار و پیامد های بدی به جا میگذارد، کتابها تمام نمی شود و در نتیجه در سال های آینده دانش آموزان دچار مشکلات زیادی میگردد، در تابستان هوای نسبتاً معتدل دارد، در زمستان برف زیاد میبارد و همین برف ها ذخیره های آبی را برای بهار و تابستان تهیه می نماید که از آن در آبیاری زمین های زراعتی استفاده به عمل می آید. زمستان این ولسوالی بسیار طولانی است، در مرکز این ولسوالی دشت بزرگ واقع شده که به نام دشت ناهور یاد می گردد. این دشت برای کاشتن گندم للمی زمین های خوبی دارد، در خزان هوا زود سرد میشود و برف می آید ودر بهار بر عکس دیر گرم میشود.
ادامه مطلب
پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389
قسمت اول(جایگاه عدالت غیر رسمی در افغانستان)محمد میرزایی
جایگاه عدالت غیر رسمی در افغانستان
در شرايط کنوني کشور ما عدالت غير رسمي يا رسيده گي به دعاوي توسط جرگه ها از اهميت بسيار بزرگي برخوردار ميباشد. زيرا سيستم عدالت رسمي بنابر عوامل مختلف نميتواند به تمام منازعات فيمابين افراد و اشخاص رسيدگي نمايد. البته موجوديت جنگ دوامدار، عدم موجوديت امنيت مطمئن در مسير راه ها ، کمبود پرسونل مجرب و ورزيده در ارگانهاي عدلي و قضائي ، بعد فاصله ميان قراء و شهرها، فساد اداري و غيره از جمله عواملي اند که دسترسي بعدالت را از طريق مراجع رسمي به مشکل مواجه ساخته است . بنابر آن تعداد زيادي از دعاوي و منازعات افراد از طريق سيستم عدالت غير رسمي حل و فصل گرديده و مردم جهت حل و فصل منازعات خويش به جرگه ها مراجعه مينمايند.
ازجانب ديگرسازوکار عدلي غير رسمي يا جرگه و شوراي اصلاحي سابقه طولاني در افغانستان دارد و در ادوار گذشته تاريخ تا به امروز نقش مهمي در حل و فصل دعاوي مردم اعم از دعاوي خانوادگي، مدني، تجاري، املاکي، ديون و حتا قضاياي جنايي و کشمکشهاي سياسي داشته است.
قانون نانوشته عرفي در افغانستان در حالي که ذاتاً مبتني بر شريعت اسلامي نيست، کاملاً با هنجارها و سنتهاي اسلامي عجين شده است. شورا، جرگه يا مارکه ابزار اوليه حل غير رسمي منازعه در افغانستان است که به طور موقت از نخبگان و بزرگان روستا و تقريباً هميشه از مردان تشکيل گرديده، اختلافات به وجود آمده ميان افراد، خانوادهها يا قبايل را حل و فصل نمايند.
اعضاي جرگه اغلب به عنوان ميانجي کار مينمايند و از اطلاعات خود راجع به عرف، اسلام و طرفين دعوا- همچنين از فشارهاي مالي و اجتماعي- جهت حل و فصل رضايتمندانه دعاوي استفاده مينمايند. هدف اساسي شورا، مارکه يا جرگه حفظ و اعاده يکپارچگي جامعه است که عموماً با دستيابي به فيصله منصفانه به دست ميآيد، فيصلهاي که صدمات وارده به حيثيت و يا اموال را اصلاح و جبران نمايد.
امروزه، بخش عدلي و قضايي افغانستان نياز به هر دو سيستم رسمي و غير رسمي دارد. لذا بايد تلاش شود که شوراي اصلاحي مکمل و همکار سيستم رسمي شود و از تلنبار شدن دوسيهها در محاکم بکاهد. هدف از رسميت بخشيدن به سيستم مارکه و جرگه قانونمند ساختن و به نحوي تحت کنترل درآوردن آن باشد نه جايگزين نمودن آن به جاي سيستم عدلي رسمي. اگر در قانونمند سازي اين سازوکار حزم و احتياط کامل شود، سيستم رسمي نه تنها تضعيف نميشود بلکه تقويت هم ميشود و لذا جايي براي دغدغه باقي نميماند.
دولت به جاي نفي کامل شوراي اصلاحي و رنجاندن سران قومي و متنفذين جرگهها و شوراها، بايد بکوشد از طريق ايجاد رابطه مثبت ميان سيستمهاي عدلي رسمي و غير رسمي، از نيروي مثبت شورا استفاده نموده و در عين حال، از تکرار موارد نادرست و ناعادلانه فيصلهها جلوگيري نمايد.
سيستمهاي غير رسمي همچنين در دوران پس از جنگ توانسته اند نظم و راه حل غير خشن ارايه نمايند. به عنوان مثال، در افغانستان مقامات محاکم در برخي مناطق کشور، قضايا را به بخش غير رسمي ارجاع ميدهند يا تصميمات سيستمهاي غير رسمي را در رابطه با دوسيههاي معوق ميپذيرند. البته بخشي از اين استقبال شدنها نتيجه بيش از دو دهه جنگ است که طريق رسمي حل دعوا تضعيف يا نابود شده و شيوه غير رسمي به يک هنجار مبدل شده است. در طول دوره طولاني جنگ لازم بود که وراي ادارات رسمي دولتي راه حلهاي مبتني بر اجماع را جست و جو نمايند و اين سنت حتا بعد از تجديد حيات و جان گرفتن نهادهاي دولتي نيز همچنان به قوت خود باقي ماند.
ادامه مطلب
شنبه پانزدهم اسفند 1388
فقط باانقلاب میشود بسوی محوخشونت حرکت کرد!
فقط با مبارزه پی گیر میشود بسوی محوخشونت حرکت کرد!
حقوق زن ازهشت سال به این طرف ازجمله بحث برانگیز ترین مباحث مطرح دربین قشرهای مختلف از دین مدارگرفته تافردگرایان لیبرالیست تبدیل گردیده است وده ها موسسه وانجو تحت عنوان دفاع ازحقوق زنان به هزاران دالر امریکایی رابااین شعارها به مصرف رسانیده وصدها نفراینگونه به نان ونوایی رسیده اند. مهمترین کاری که این نهاد هادرطول این هشت سال انجام داده است این بوده که دالر های رابه مصرف رسانده،ساختمان های مجهزرابه کرایه گرفته اند وازهشتم مارچ به عنوان روزجهانی زن درمجالس پرزرق وبرق بامصارف هنگفت تجلیل به عمل اورده است اما حقیقت این است که با چنین کارهای به هیچ وجه نه خشونت علیه زنان درابعاد مختلفی که دارد محومیگردد ونه هم حقوق آنهاتامین میگردد.
ادامه مطلب
دوشنبه دوم آذر 1388
باز خوانی چپ و راست
باز خوانی چپ و راست
سخن گفتن ، نوشتن ، اندیشیدن، دین و آیین ، شعر و ادب و موسقی ، تیاتر و انواع نمایش ها و هنر های مانند نقاشی، پیکر تراشی، پارچه بافی، خاتم کاری، کاشی سازی، معرق کاری، خانه سازی، معماری، راه سازی، تهیه وسایل ارتباطی،کشاورزی و دامداری، آبیاری و سدبندی، تشکیلات کشور داری و قانونگذاری، و داد رسی، پزشکی و دارو سازی، علم اقتصاد و سیاست ، وهمه چیز های که در محیط نشو نمای انسان وجود دارد، رئوس و ارکان و اجزای فرهنگ آن قوم می باشد.
دو شنبه 4 ژانويه 2010, نويسنده: سلیمان راوش
در ادبیات، اگر عده ی از اندیشمندان و شاعران به ویژه معاصران ما، در دوران جوش صورت استوارانه گام به پیش نمی گذاشتند یا به جانب (راست) افتیده بودند و یا(چپ) می رفتند .اما سرانجام دریافتند که رفتن بسوی (راست)و یا(چپ) خلاف پیشروی است . آنانکه چپ می روند و دیگرانیکه مقابل چپ حرکت دارند یعنی راست، هر دو نه تنها که از راه مسقیم بسوی جاده آینده در انحراف اند، بلکه با بریدن راه خویش به جانب چپ و یا راست ، (گذشته) را نفی می دارند. زیرا گذشته به زمان تعلق دارد، و زمان به پیش میرود و هرگز بر چپ و یا راست بر نمی گردد. آینده ( پیش ) تداوم( گذشته ) است . و راه عوض نمودن از خط مستقیم زمان به سوی چپ و یا راست قطع سیر تکاملی زمان و بریدن از ریشه های گذشته به شمار می آید. و این همان نو هویتی و یا بی هویتی تاریخی است. بخصوص که این چرخش به چپ و یا به راست ناشی از جاذبه های عناصر بیگانه به گونه سگالیده و یا نا سگالیده، جبری و یا خود خواسته باشد .
شاهد این بی هویتی و نفی هویت تاریخی را در هیئت راست مشاهده کردیم که چگونه پس از آنکه دین و فرهنگ تازیان را جبرآ و بعد عادتآ و منفعتآ قبول می نمایند و به جانب آنها رو می گردانند و به اصطلاح امروزی راستگرا می شوند، آنگاه بی هیچگونه آزرمی به نفی فرهنگ و هویت ملی و آیینی خویش می پردازند. و از آنچه درتاریخ بوده انکار می نمایند . و هویت و شخیصیت خویش را در هویت و شخصیت اعراب بیگانه جستجو می نمایند ، هویت و شخصیتی که کمتر از هزار سال در کشور ما تاریخ دارد. در حالیکه تاریخ هویت و شخصیت ملی و فرهنگی و آیینی ما هزاران ساله است .
همچنان و قتی به هئیت چپ نظر می اندازیم ، ملاحظه می شود که چپ ( لیننی) نیز مانند راست ( دینی) نفی هویت ملی و فرهنگی تاریخی را می نماید . اگر( دینی ) ها توانستند فرهنگ و دین و سنت های عرب را در جامعه پیاده کنند و به جامعه هویت عربی بدهند . چپ ( لیننی ) در پی پیاده نمودن فرهنگ و ایین و قوانین فلسفه وتیوری های غربی بوده اند ، به همان پیمانه که از خود بیگانه گی و بیگانه پرستی در هیئت دینی ها ملاحظه می گردد به همان پیمانه این از خود بیگانه گی و بیگانه پرستی را در هیئت لیننی ها هم میتوان ملاحظه نمود. هر دو از گذشته و تاریخ ملت ما بریده اند، هر دو( دامن آویز کسان دیگر اند) چیزیکه که مهم و قابل تذکر است اینست که راست نسل بی همت بوده و است که امروز بگفته ی واصف باختری به نسل یاوه تبدیل یافته است . که هرگزنمی خواهند به همت و غیرت نیاکان خویش در مقابله با اعراب بیگانه تعلق داشته باشند. گرچه ، مهم است گفته آید که این بی همتی و یاوه گردیدن را نباید بدون زمینه سازی های تاریخی پنداشت . زیرا که زایش و فرسایش هر پدیده و حادثه مربوطه به انگیزه ها و شرایط درونی و بیرونی محیط زایش و فرسایش یک یدیده و حادثه می باشد . جامعه و اجتماع که امروز پشت به گذشته خویش نموده و مبدأ هویت آیینی ، فرهنگی و ملی خویش را ، پس از حمله اعراب مسلمان واسلام آوردن خویش قرارمی دهد، این اجتماع محصول دو سه قرن پیکار خونین و نبردی است که پدران شان با اعراب نموده اند و شوربختانه در اثر عوامل معینی هم شکست خوردند، این اجتماع در حقیقت نتیجه نبردی شکست یافته یی هستند که طی دوقرن، اعراب آمدند و کشتند، زدند، بُردند، ویران نمودند، سوختاندند تا اسکان یافتند، و چندین قرن دیگر مزدور گرفتند و مزدور تربیه کردند و فن نیرنگ و حیله آموختاندند، تا توانستند همت دفاع از هویت و کیش و فرهنگ ملی را در جامعه زایل و بر عکس اجتماع غیر عربی را به افتخار کردن به مزدوری هویت، دین و فرهنگ عربی وادار سازند، تا سرحدی که همه بنیادینه های خویش را فراموش نمایند و بی خبر از گذشته وافتخارات خویش بمانند. مثلآ ابوریحان بیرونی از این زمینه سازی خونین از سوی اعراب، در خوارزم چنین می نویسد که:« قتیبه بن مسلم هر کسی را که خط خوارزمی می دانست از دم شمشیر گذرانید و آنانکه از اخبار خوارزمیان آگاه بودند و این اخبار و اطلاعات را میان خود تدریس می کردند ایشان را نیز به دستهی پیشین ملحق ساخت ، بدین سبب اخبار خوارزم طوری پوشیده ماند که پس از اسلام نمی شود آنها را دانست . »1
ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388
تحلیف
چه فکرمیکنید آیا آقای کرزی وعده های راکه
درمراسم تحلیف دومین دور ریاست
جمهوری اش به مردم وجامعه جهانی
داد میتواندعملی نماید؟!
دوشنبه یازدهم آبان 1388
انتخابات ریاست جمهوری دوردوم
به نظرشما منافع ملی چیست ومردم
کیست؟
چگونه میتوان منافع گروهی راازپس پرده
منافع جمعی مردم شعارداد؟
جمعه ششم شهریور 1388
انتظار
چرا انتظار؟
قبل از اینکه بجواب این سوال پرداخته شود لازم میدانم تا مفهومی را از انتظار ارائیه کنم، ببینید انتظار بمعنی چشم به راه بودن، یعنی چی؟ مفهومش این میشود که انتظار یعنی نا راضی بودن از وضع موجود و آرزوی رسیدن به یک وضع مطلوب، انتظار یعنی تغیر شرایط که فعلاً وجود دارد و سخت زجر دهنده و خسته کننده است.
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388
تقسیم ملک مشاع
جمهوری اسلامی افغانستان
وزارت تحصیلات عالی
ریاست پوهنتون هرات
پوهنحی حقوق وعلوم سیاسی
تقسیم ملک مشاع
مضمون:حقوق عینی
تحت نظر:محترم خلیل احمدفضل
تهیه وتدوین:محمدمیرزایی،چهارم قضایی
تابستان سال 1388
ادامه مطلب
جمعه بیست و دوم خرداد 1388
بله دقيقاً سراب است!
بله دقيقاً سراب است!
نویسنده:محمدمیرزایی
(سراب) محصولی ازکارکردهای هنری وفرهنگی سال 1387 ه.ش کانون فرهنگی وهنری سیمرغ فیلم درهرات است.
"<سراب> فیلمی است که یک ساعت وپانزده دقیقه رادربرگرفته ودرشهرباستانی هرات تصویربرداری شده است. سراب به موضوع اجتماعی پرداخته است،موضوعی که ازچالش هاومعضلات اصلی واساسی جامعه افغانستان به شمارمیرود،فقروبیکاری که پیامدهای بسی ناگواروغیرقابل پیشبینی رابرای خانواده ها وجوانان کشوربه بارآورده است وباگذشت هرروزازلایه های مختلف جامعه قربانی میگیرند.
سراب سرگذشت قسمت ازعمرعلی رابه تصویرمیکشد که یک مادردارد ویک خواهر،پدرش درجنگ علیه اشغال گران وطن به شهادت رسیده است وسرپرستی خانه به عهده مادرش است،علی دورفیق دارد به اسم های جواد وصمد،رفقای علی که درعین وقت هم صنفی هایش نیزمیباشند بچه های کم علاقه وبی توجه بدرس وتعلیم است ولی علی آدم لایق ودرس خوان است،لیاقت وتلاش اوباعث شده که اول نمره صنف باشداما انس که نسبت به صمد وجواد داردکم کم روی علی هم تاثیرمیگذارد وروزهای رابجای اینکه مکتب بروند درپارک های شهرمیگذراند،بعد ازچندمدت صمد وجواد تصمیم ایران رفتن رامیگیرندوعلی رانیزباتلاش ووسوسه های زیادباخودهمنوامیسازند.
آنهادردام فریب کسانی گرفتارمیشوند که به بهانه ای ایران بردن میخواهندازآنها سوأاستفاده کرده وپول بدست آورند،اماباآگاهی که آنها ازفریب خوردن شان حاصل میکنند فراربه فکرشان خطورمینمایند که درجریان فرارصمد کشته میشود وجواد وعلی دوباره به خانه برمیگردند".
دراین فیلم به وضاحت نشان داده شده که تمام مردم واقشارمختلف جامعه افغانستان درجهادافغانستان وجنگ علیه روس ها واشغالگران درنقطه نقطه کشورشرکت داشته وآزادی کشورازچنگ ارتش سرخ شوروی مدیون زحمات وتلاش های تمام مردم افغانستان بوده است.نتیجتاًاین کشورمتعلق به تمام کسانی است که تابعیت آنرادارند ومتوانند درهرنقطه آن که خواسته باشندزندگی کنندبدون درنظرداشت اینکه متعلق به کدام قوم،زبان،مذهب،نژاد و... است.فقروبیکاری که ازمعضلات جدی جامعه به شمارمیروند محوراصلی این فیلم رابخوداختصاص داده است وبخوبی واضح گردیده که چگونه این پدیده های نامیمون که درپیوند عمیق باهمدیگرقراردارندجوانان ونوجوانان رامجبورمیکنند تابه کارهای دست بزنند که هرگزازعواقب آنها باخبرنیستند ونمیدانندکه پایان راه که انتخاب کرده است به کجامی انجامند.
زهراکه درنقش خواهرعلی روی صحنه می آید ازنکات قابل توجه دراین فلم است،اوبخوبی توانسته است که باسن کمش خوب نقش بازی کند وتوجه بیننده راجلب نماید واحساس متناسب بانقش خودرابه بیننده انتقال دهد.
ازنکات بارزدیگردراین فیلم تصویربرداری آن است که خیلی تمیزوشفاف است،صداگذاری هم ازکیفیت بالابرخورداراست وازنقاط قوت این فیلم به شمارمیرود.باهمه خوبی های که دارددرقسمت آخرآن بسیارغیرتخصصی عمل میشود وپولیس باکمال ناآگاهی وبی توجهی جسدصمد رابه پوسته انتقال میدهند بدون اینکه کوچکترین توجه به علل وعوامل آثاروشواهد جرمی بکند بسیارسطحی وبی باکانه وعادی برخورد میکند.
درکل تماشای این فیلم آینده روشن ویک سینمای موفق رادرآینده برای بیننده نویدمیدهد که جای بسی مسرت وخوشحالی است.
درنهایت جادارد که ازبازیگران موفقٍٍٍ این فیلم به عنوان یک فرهنگی وهنردوست وآشنابادردونیازهای جامعه خود کمال سپاس راداشته وتوفیقات هرچه بیشتربرای شان آروزوکنم وبرای همه ای شان به خصوص آقای میرزایی کارگردان موفق این فیلم تبریک بگویم.
البته ناگفته نباید گذاشت که این فیلم توسط قربانعلی میرزایی بامشاوره خانم منیره هاشمی وعبدالحکیم هاشمی نوشته وکارگردانی شده است.
آنانکه دراین فیلم نقش آفرینی کرده است:
روح ال...علیزاده،مریم حسینی،حلیمه هاشمی،حسین عباسی،مرتضی میرزایی،حسین احمدی،سیدمصطفی هاشمی،سمیه حسن زاده ،رضاعلیزاده،سیداصغرحسینی ،محمودتوسلی،سیدمرتضی یوسفی،حبیب ال... غلامی،علی خان محمدیان،مهدی میرزایی،نصرال... رحیمی،علیرضااحمدی،عبدالقیوم رحمان شاه،سخی داد یاوری،حسین مجاهد،قاسم رضایی،علی مجاهد ورحمت ال....
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
امید
امید
دروازه های خوشبختی رابسته اند
وپنجره هارامسدود کرده اند
می بینی!
سقف ها خیلی کوتاومحکم است
نمیدانم روشنای ازکدام راه وارد کلبه ام خواهدشد؟
آه خدایا!
حتی روزنه هارابسته اند!!!
این هوای خفه!
همه زرات هستی مرامسموم میکند
ومرابه خواری هاخواهدکشت
کمکم کنید!
دروازه هارابازکنید!
آزادی درست درپشت دروازه من است
من میخواهم نفس بکشم
من آزادی رادوست دارم
تقی ازبامیان دانشجوی سال چهارم رشته زمین شناسی دانشگاه بامیان
1388/2/12
دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
اطلاعيه جمعي ازدانشجويان دانشگاه هرات
اطلاعيه جمعي ازدانشجويان دانشگاه هرات
مسئول شکستن شیشه های مکتب معرفت کیست؟
قانون احوال شخصیه اهل تشیع پس ازتصویب وتوشیح ازسوی شورای ملی وریاست جمهوری باعث سروصداهای زیادی درپایتخت کشور گردیده است بگونه یی ...
ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387
ادامه کتاب درسوگ خورشید
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387
کتاب
مژده مژده مژده
کتاب (درسوگ خورشید)در56صفحه به تعداد هزارجلدبه مناسبت چهاردهمین سالگرد شهادت رهبرشهید استاد عبدالعلی مزاری(ره) با تلاش دانشجویان دانشگاه هرات به چاپ رسید.دراین کتابه به توضیح وتشریح اندیشه ها،باورهاوافکاررهبرشهید استاد عبدالعلی مزاری (ره)پرداخته شده است که شامل چهاربخش (زندگی نامه استاد شهید،مقاله ها،پیام ها ومصاحبات واشعار)میباشد.شما میتوانید این کتاب رادرشهرهرات ازنمایشگاه رسالت وکتابخانه ابدالی تهیه نمائید.درباقی جاها بعداًاعلان میگردد.اگرمیخواهید این کتاب راهمین جابخوانید پس روی ادامه مطلب کلیک نمائید.
ادامه مطلب
